فرهنگ و هنر

پیتر بروک که بود و در ایران چه کرد؟

با فرا رسیدن محرم، دست اندرکاران سینمای ایران در گوشه ای از ذهن خود از پیتر بروک یاد می کنند. کارگردان تاریخی تئاتر جهان که نامش با نمایش های شرقی ما در تعزیه گره خورده است.

اما چرا پیتر بروک هنرمند مهمی برای ایرانیان است؟

به گزارش سی وی نت، بروک، رئیس تئاتر بریتانیا، تازه کار و مطالبه گر است. البته در این مقاله به کار هنری او و تاثیری که در ارتقای سینمای جهان می گذارد نمی پردازیم. هدف ما تکرار نقش مهمی است که در گوش دادن به فرهنگ و میراث کشورمان ایفا می کند.

وی برخی از سرمایه های مهم فرهنگی را که در اختیار داریم یادآور شد و به ما نشان داد که چگونه می توانیم از این سرمایه ها بهره مند شویم.

بروک به هنرمندان تجربی و هنرمندانی که در هنرهای تجسمی سنتی و به ویژه تعزیه فعالیت می کنند، اعتقاد دارد. او در سفرهای خود به ایران با هنرمندان و هنرمندان جوان و تازه واردی چون سعدی افشار، بازیگر مشهور سیاه‌پوست و هاشم فیاض، فعال و امروز آشنا شد.

او که در سال 70 به ایران رفته بود با حضور در یکی از روستاهای دورافتاده کشورمان مخاطب تعزیه شد و تجربه اش از دیدن این نمایش را طوری تعریف کرد که هنوز هم برای این مردم قابل اعتماد است. هنر

بروک تجربه خود را این گونه بیان کرده است: «در ایران تئاتر بزرگی به نام تعزیه وجود دارد که تنها تئاتر جهان اسلام محسوب می شود. در ایام خاصی از سال برای خود کشور اجرا کنید، این نوع فیلم ها سال ها توسط شاه توقیف شد، اما – تعزیه را به صورت مخفیانه در روستا با سیصد یا چهارصد نفر در یک زمان اجرا کنید.

یکی از تکان‌دهنده‌ترین، تکان‌دهنده‌ترین و وحشتناک‌ترین نمایش‌هایی که در زندگی‌ام دیده‌ام، در یکی از شهرهای کوچک ایران است که در آن رحلت امام سوم به نمایش درآمد. ما سه خارجی بودیم که این افتخار را داشتیم که جزو محلی هایی باشیم که برای تماشای فیلم آمده بودند. این نمایش به سبک ساده و پرطرفدار انجام شده و بسیار چشمگیر است. شهید دوباره مقابل آنها ظاهر شد و به شدت گریه کرد و با دیدن او و گریه اهالی روستا پس از بمباران گریه کرد. اجرای نمایش به سبکی زیبا اما در عین حال با مضمونی بسیار مهم و خلاقانه همراه است… سال ها بود که سر و صدای زیادی در اطراف تعزیه به راه افتاده بود که عمدتاً به خاطر آن بود. موفقیت، تا اینکه سرانجام شاه و سران کشور با ارائه برنامه های هنری بین المللی و اجرای برنامه «تعزیه گنج بزرگ ملی ایران» برای نشان دادن سخاوت خود به جهانیان شروع به مبارزه کردند. آنجا دیدم که چطور می شود در یک شب از فاصله چند کیلومتری جماعت آورد و شکل ظاهری را به کلی از بین برد.

منبع: تئاتر معاصر اروپا، ناصر حسین آنلاین، پاورقی صفحات 63 و 64. چاپ اول 1377 توسط حوزه هنری ملی منتشر شد.

پیتر بروک کیست و در ایران چه کرد؟

اما حضور بروک در ایران فقط برای تماشا و صحبت در مورد تعزیه نیست. او کارگردانی بود که در تخت جمشید بازی کرد و این فضا را دوست داشت.

زنده یاد پرویز پورحسینی از جمله بازیگرانی است که در نمایش «ارگاست» او حضور داشت.

این بازیگر در حال بازی در «ادیپ» بود و در حال بازی در نقش ادیپ شهریار بود که بروک کار او را دید و پذیرفت که پورحسینی یکی از بازیگرانی است که برای انجام این کار در حضور ایرانی ها و خارجی ها حاضر شده است.

پورحسینی به مدت 4 ماه در یک کارگاه هنری در پاریس شرکت کرد.

همان طور که پورحسینی در خاطراتش گفته، مدتی بعد بروک در سفرش به ایران گروهی از بازیگران ایرانی را انتخاب کرد و نقش را به آربی اونسیان که دستیار او بود، سپرد.

نمایش مورد نظر او «ارگاست» برای او نوعی کار و زبان بود. توضیح آنچه پورحسینی دیده بود دشوار بود.

دو گروه از بازیگران شروع به تمرین نمایش کردند. برخی در پاریس و برخی در ایران. بروک و اوانسیان در تماس بودند و نتایج تمرین را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.

در ایران فهیما راستکار، سیاوش تهمورث، داریوش فرهنگ، صدرالدین زاهد و … از جمله بازیگران این فیلم هستند. در ابتدا قرار بود محمود دولت آبادی و رضا کرم رضایی در این پروژه شرکت کنند که بعداً این همکاری لغو شد.

پیتر بروک کیست و در ایران چه کرد؟

پیتر بروک و هاشم فیاض، هنرمند قدیمی تعزیه

این نمایشگاه در آرامگاه اردشیر با اجرای رستم برگزار شد. در آرامگاه اردشیر صحنه ثابت و در نقش رستم کار سیار است. کار روی این پروژه از نیمه شب تا طلوع خورشید ادامه داشت زیرا بروک معتقد بود تخت جمشید آنقدر باشکوه است که بازیگران در شکوه آن گم می شوند. او به بازیگرانش گفت که شما نمی توانید در مقابل این شخصیت ها چیزی باشید. بنابراین ما کارها را در شب انجام می دهیم. اما نه در مقابل این شخصیت ها، بلکه کمی دورتر.

بروک چندین زبان را برای ساخت این نمایش انتخاب کرده است. زبان یونانی باستان، زبان لاتین و زبان اوستا و غیره که دومی امروزی است. تد هیوز، شاعر بزرگ انگلیسی نیز در نگارش این متن مشارکت داشته است.

ارائه نمایش چندین ساعت به طول می انجامد و بخشی از آن بر روی تپه مشرف به تخت جمشید و آرامگاه اردشیر می گذرد و بازیگران بخشی از مخاطبان هستند اما در کار رستم که فیلم را در میان مخاطبان حرکت می دهد.

از دیگر بخش‌های مهم شخصیت مشهور تئاتر جهان، اندیشه‌ها و تأملات او در نمایش‌های شرق است. او بر روی متون کهن شرق کار می کند و اجرای نمایشنامه «همایش پرندگان» بر اساس «الطیر» اثر عطار نیشابوری تجربه بعدی او در عرصه تئاتر شرق است، نمایشنامه ای که نوشته «ژان کلود» است. حامل”.

پورحسینی در کتاب خود گفته است که بروک در دهه 50 با دلشکستگی و عصبانیت ایران را ترک کرد. او البته دلیل این ناامیدی را توضیح نداد. با تمام این موارد، این هنرمند در سال 1387 برای شرکت در جشنواره تئاتر فجر به ایران دعوت شد، اما اتفاقات عمومی آن زمان مانع از انجام این سفر شد.

وی در تیرماه امسال در سن 97 سالگی درگذشت.

این کارگردان انگلیسی‌الاصل برنده جایزه تونی و امی است، اما بیشتر به خاطر کارهای سینمایی‌اش، از تولیدات برادوی Mara/Sade و Irma La Doce گرفته تا آثار تجربی مانند Mahabharata شناخته می‌شود.

یکی از آخرین کارهای بروک در سن 92 سالگی تئاتر «زندانی» بود که نویسندگی و کارگردانی و اجرای آن را در پاریس به روی صحنه برد، همچنین جشنواره ادینبورگ و تئاتر ملی لندن.

پیتر بروک به مدت هشت دهه در اپرا، نمایشنامه، موسیقی و فیلم و تلویزیون فعال بوده است. پس از دهه‌ها اتخاذ رویکردهای غیرمتعارف در نقش‌های سنتی از جمله شکسپیر و پوچینی، او به پاریس نقل مکان کرد، جایی که اعتماد به نفس پیدا کرد و رویکردی تجربی‌تر را در پیش گرفت.

خاطره انگیزترین اثر بروک مارا/ساد در سال 1964 بود، نمایشی درخشان بر اساس پازل پیتر وایس درباره مارکی دو ساد و زندانیان در زندان. او پس از اجرای نمایش در برادوی در سال 1966 جایزه تونی و دومین جایزه تونی خود را برای رویای یک شب نیمه تابستان دریافت کرد.

پیتر بروک کیست و در ایران چه کرد؟

بروک در لندن به دنیا آمد و در کالج وست مینستر و مگدالن آکسفورد تحصیل کرد. او در سال 1943 اولین کار خود را در Doctor Faustus انجام داد و از سال 1947 تا 1950 تهیه کننده اصلی خانه اپرای سلطنتی بود.

او از سال 1950 تا 1970 در شرکت رویال شکسپیر کار می کرد که نمایشنامه هایی مانند شاه لیر با بازی پل اسکافیلد، تیتوس آندرونیکوس، لارنس اولیویه و ویوین لی را تولید می کرد.

بروک در طول زندگی حرفه ای خود سعی کرده است صنعت فیلم متعارف را به چالش بکشد و تا حد امکان مرزها را بشکند. او در سال 1970 مرکز بین المللی تحقیقات تئاتر را که متشکل از بازیگران، هنرمندان و نوازندگان بود تأسیس کرد که بعدها به مرکز بین المللی آفرینش های تئاتر تبدیل شد.

تیم تئاتر او به ندرت درام و کارهای جدید انجام می دهد و از داستان، داستان سرایی، موسیقی و بداهه استفاده می کند. آنها از فرهنگ سینمای غربی دوری کردند و آثار خود را در اوایل دهه 1970 به خاورمیانه و آفریقا بردند. بیشتر نمایش‌ها به زبان‌های فرانسوی و انگلیسی اجرا می‌شوند و بازیگران گاهی از فیلمنامه اقتباس می‌کنند و گاهی اصلاً از هیچ فیلمنامه‌ای استفاده نمی‌کنند.

علاوه بر آثار بسیاری از نویسندگان ناشناس، نمایشنامه هایی بر اساس آثار «چخوف»، «ساموئل بکت»، «کاریل چرچیل» و «آتول فوگارد» و اقتباسی از «موتسارت» و «الیور ساکس» در این زمان وجود داشت. .برده است

بروک در صنعت سینما فعال است و فیلم‌های او نسخه‌های بسیاری از کارهای صحنه‌ای او هستند: «بدون / ساد» (1967)، فیلم ضد جنگ «به من دروغ بگو» (1968)، شاه لیر (1971) در تلویزیون. نسخه “هملت” در سال 2002.

کتاب او در سال 1968، فضای خالی، که در آن از تحقیق و رنج مداوم در فیلمسازی حمایت می کرد، تبدیل به یک قانون و مرجع برای فیلم تجربی شد که به بیش از 15 زبان ترجمه شد. «زندگی من در گذر زمان» در سال 1998. کتاب های «نقطه تغییر» (1987) و “بدون راز” (1993) منتشر شد.

بروک در سال 1965 نشان امپراتوری بریتانیا و در سال 2013 نشان شوالیه طلا (فرانسه) را دریافت کرد. در سال 2014 نیز موضوع مستندی با عنوان “پیتر بروک: طناب محکم” توسط پسرش سیمون بود.

انتهای پیام

دکمه بازگشت به بالا